عبدالله مستوفى
284
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
در اينجا هم وارد شده ، و در هر بلوكى تفاوتهائى ، با همسايهها ، ايجاد كرده است . اگر بساير ولايات هم مراجعه شود ، همين ريشهء اصول پنج گانه و همين اختلافات مشاهده خواهد شد . مثلا در همدان ، رعيت از باغچههاى وسيع جنب خانهء خود ، كه در آن درخت عمل ميآورد ، و يونجه ميكارد ، دخل به مالك نميدهد ، ولى در مقابل ، سنگى كه براى سنگ بست قنات مالك لازم است ، رعيت بايد مجانى سر كار ببرد ، و كاه و دان مالك را بانبار نقل نمايد . بعلاوه ، هر جفت گاوى ، ساليانه ، مقدارى روغن و نان و پول و بوته و مرغ و تخممرغ و عملهء بيگار بايد به مالك بدهد « 1 » . در آذربايجان ، بهرهء مالكانه از آبى ثلث ، و از ديمى دوتاى از نه تا ، و اگر زمين ديمكارى بدهكده دور باشد ، يك خمس ، و مرغ و نان و خرد و ريز ديگر هم در كار هست . ولى در كرمان ، نظر بمخارج زياد قنوات كه بر عهدهء مالك است ، حقوق مالكانه دو ثلث ، و حقوق رعيت يك ثلث است . خوانندهء عزيز توجه دارد ، كه در همه جا عرضه و تقاضا و مناسبات محلى باغچه - هائى در اصول پنجگانه رفته ، و آن را به صورت ديگرى درآورده ، و اصل كلى تراضى طرفين ، كه تكيهء آن بر عرضه و تقاضاست ، جانشين اصول پنجگانه شده است ، و بقدرى عرضه و تقاضا در اين تراضى مداخله دارد ، كه زيادى و كمى مزدى كه به ساير شعب كارها داده مىشود ، نيز ، در معاملهء بين مالك و رعيت هر محل ، مداخلهء كلى پيدا مىكند . مثلا در دورهء مرحوم پهلوى ، كه مزد زيادترى بعمله راهسازى داده ميشد ، مالكين مجبور شده بودند ، گذشته از حقوق رعيتى معمولى بلوك ، رعايتهاى ديگرى هم از رعيتهاى خود بكنند . و الا ، مؤمن كار زراعت را سرميداد ، و دنبال عملگى مى رفت . اينكه در بلوك غار ، با وجود قرب جوار بتهران ، و نزديكى ببازار فروش ، سهم رعيت بيشتر از فشافويه تعيين شده است ، به جهت جلوگيرى از عملگى رعايا در شهر است ، كه از نزديكى به شهر ، و سهولت يافتن كار روزمزد ، استفاده نكرده ، رعيتى را سرندهند و براى مزدورى كار زراعت بلوك را مختل نكنند . و الا هيچ سببى ندارد كه رعاياى اين بلوك سه سهم از پنج سهم حق ببرند ، و رعاياى فشافويه پنجاه و هفت از صد ، و از تمام اين مقدمات ، نتيجه اين مىشود كه قانون عمومى و تخلفناپذير عرضه و تقاضا در اين كار هم وارد شده ، و در اصول پنجگانهء تسهيم ، تغييراتى پديد آورده است ، كه تقريبا آن اصول
--> ( 1 ) - خان ده ، البته مرغ و گاو و گوسفند نميتواند نگاهدارد و همچنين نوكر خان نميتواند دنبال بوتهكنى برود . خانهء خان بنائى لازم دارد و حاجت بعمله دارد . از طرف ديگر ، رعيت هم كه از مرغ و گاو و گوسفنددارى ، جوجه ، روغن و تخممرغ به عمل آورده محلى براى فروش مازاد خود لازم دارد و اوقات بيكارى دارد كه بايد بعملگى برود . صرفهء طرفين اقتضا دارد كه خان مقدارى از سهم خود را برعيت واگذارد و در مقابل ساير حوائج خود را برآورد . عمله بيگارى كه شنيدهايد ، مالكين از رعايا ميگرفتند از اين راه بوده است و الا كسى مجانا براى خان ده عملگى نمىكرده و امروز هم در دهات همدان عين اين رويه معمول است و اگر هم منسوخ شده باشد ، بر تعداد و مبلغ و وزن ، تخممرغ و جوجه و پول روغن افزودهاند ، زيرا اين بيگارى بلاعوض نبوده است .